X
تبلیغات
زخم معده

زخم معده
پرده های زندگی 
پيوندهای روزانه
 

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد

بچه که بودم وقتی مریض می شدم و پدر و مادرم من را دکتر میبردند

طبق رسم همین دوره زمانه اصرار زیادی داشتند که حتما آمپول بزنم

و خلاصه اینکه بعد از نوش جان کردن یک آمپول وقتی ناله کنان در حال پایین آمدن

از تخت بودم با اینجمله آنها مواجه می شدم : دیدی اصلا درد نداشت ؟

و من از همان کودکی با این مسئله چالش برانگیز مواجه بودم که اگر آنچه که من کشیدم

درد نبود پس چه بود ؟

البته الان دقیقا ارتباط این موضوع را با آینده خودم و شاید بیشتر مردم درک می کنم ٬

اینکه گفته می شود هدفمندی یارانه ها نه تنها موجب تورم نمی شود بلکه به اقتصاد کشور

کمک هم می کند !!

هدفمندی یارانه ها نه تنها به معنی گرانی کلاها نیست  بلکه به معنی توزیع عادلانه ثروت است

و هزار و یک ادعای شاخ دار دیگر که طی چند سال گذشته هم مطرح شد و گذشت زمان

خلافش را اثبات کرد !!

آقای استاد حالا هم ... من زنده ... شما هم زنده !!  چند سال دیگر به انتظار می نشینم

تا ببینم آیا این آمپول درد دارد یا نه ؟!!

[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

به دو دلیل

۱- یک توده هوای سرد دوباره وارد کشور شد

۲- حدود ۲۰ کیلومتر از جاده کویری شهداد به دلیل سیل تخریب شد ( مسیر جایگزین طولانی می شد )

۳- ترسیدیم تو ترافیک سیزده بدر گیر کنیم .

 * نگید سوتی دادم دو دلیل گفتم و ۳ تا نوشتم !

[ شنبه 9 فروردین1393 ] [ 2:48 بعد از ظهر ] [ 71 ]
۱- از پست های خیلی طولانی متنفرم

۲- پست ناتاناییل خیلی طولانی بود نخوندمش

۳- نمی دونم با این تبریک گفتن مداوم سال نو و اظهار امیدواری کردن های رنگارنگ چه چیزی رو می خواهیم

ثابت کنیم ٬ احتمالا رسم و رسومه !

۴-احتمالا با سامیار بریم سفر

۵- خدا به خیر کنه !!!

۶ - شهرهای احتمالی که از کنار آنها خواهیم گذشت :

 کویر لوت ! - کرمان - رفسنجان - یزد - اصفهان - کاشان - قم - تهران - کرج - قزوین - لوشان - منجیل -رودبار

و در پایان . رشت

۷- شاید در طول سفر تو  اینستاگرام عکس بذارم .

دوباره فکر تبریک سال نو افتادم !! چه میشه کرد ؟ حرفمو پس میگیرم ٬

هر کسی برای عزیزانش آرزوی بهترینها رو داره . برای عزیزانم نه فقط در سال نو بلکه در همه ی ایام

آرزوی سلامتی و شادی دارم ٬ نه بیشتر .

۸ - نامگذاری امسال به  نام نمیدونم چیچچی ... خیلی طولانی شد یادم نمی نمیمونه !

میرم یه سرچی بزنم و یه تحقیقی بکنم .

۹ - مواظب اضافه وزن باشید ٬ مخصوصا بابا حسین جان و ناتاناییل آتیش پاره

۱۰ - از کل مصطفی ها بی خبرم

 و اما نام گذاری سال ها ٬ زحمت بکشید قیمت سکه و دلار و مسکن در هر سال رو خودتون سرچ کنید

۱۳۹۳: اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

۱۳۹۲: حماسه سیاسی ٬ حماسه اقتصادی

۱۳۹۱: تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی

۱۳۹۰: جهاد اقتصادی

۱۳۸۹: همت مضاعف ٬ کار مضاعف

۱۳۸۸: اصلاح الگوی مصرف

[ دوشنبه 4 فروردین1393 ] [ 12:32 بعد از ظهر ] [ 71 ]
خودتان قضاوت کنید

هر قدر هم که آدم چشم پاک و بی منظوری باشید بعد از شنیدن بعضی حرفها

ذهن ناخواسته به جاهایی میرود که نباید برود !

http://www.tabnak.ir/fa/news/385395

تیتر خبر این است : در دیدار لاریجانی و اشتون چه گذشت ؟

 

[ یکشنبه 18 اسفند1392 ] [ 9:52 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

حالا زشت یا زیبا بودنش زیاد مهم نیست !

۱- امروز بعد از ظهر رفتیم درس بخونیم ... هنوز گرم درس خوندن نشده بودیم ... تو اشپز خونه در حال

مشورت برای تهیه منابع بودیم ...که متوجه شدیم بوی دود میاد ... بخاری برقی افتاده بود روی فرش

و به اندازه یه سینی متوسط آتیش در حال قل زدن بود ٬ به هر بدبختی ای بود با پتو آتیش رو خاموش

کردیم ... اتاق پر از دود شده بود ...هیچی دیگه درس خوندن امروز مالیده شد .

۲- رفتیم بیرون مثل خارجی ها (که بعد از حادثه و کار سخت میرن آبجو می خورن)  دلستر خوردیم.

۳- سامیار فردا ۶ ماهه میشه ٬ مراسم سیاسی - عبادی واکسیناسیون هم داریم فردا !

۴- اومدم به وبلاگ سر زدم تعداد کامنت گذاران و خوانندگان به شدت افت کرده ٬ حس و حال پست

جدید رو هم نداشتم ... وبلاگم رو بستم رفتم سراغ سایت تابناک .

ببینید ما چقدر بدبخت شدیم : اسراییل و اعراب که دشمن ذاتی هم هستند ٬ علیه ایران با هم متحد

شده اند .

 http://www.tabnak.ir/fa/news/378862/افشای-فهرست-متحدان-رژیم-اسرائیل-در-میان-کشورهای-اسلامی

دیگه هیچی دیگه ... این خبر انگیزه ای بود برای این پست ٬ شاید وقت آن رسیده از دشمنان مان

یاد بگیریم .

 

[ شنبه 26 بهمن1392 ] [ 8:5 بعد از ظهر ] [ 71 ]
به راستی آیا وقتی شهر بی در و پیکر می شود قورباغه هفت تیر کش می شود ؟

چند سال قبل در ابتدای طرح هدفمندی یارانه ها و به دنبال آن خوشه بندی خانوار ها

در سه خوشه ۱ و ۲ و ۳ . پیامک خنده داری با این مضمون گسترش پیدا کرد : هموطن گرامی !

متاسفانه خوشه شما را خر خورده است !

طرحی که در ابتدای اجرایی شدن آن همه ی مسئولان کشوری و لشکری آن را طرحی لازم و کارامد

می دانستند اما بعد از گذشت چند سال و از دور خارج شدن محموت عزیز به یکباره همه بر آن تاختند...

و حالا بعد از گذشت چند سال نمیدانم به ابتکار کدام مغز متفکر طرح سبد کالا به مانند یک معلول

ذهنی و جسمی تلاش میکند تا در این مهلکه به سرنوشت طرح قبلی مبتلا نشود ...

 

[ پنجشنبه 17 بهمن1392 ] [ 7:49 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

دیروز یه فلش مموری رو بردم عکاسی تا چند تا از عکسای سامیار رو که با دوربین گرفته بودیم

چاپ کنم

متصدی محترم هم قبل از باز کردن فلش مموری چند دقیقه ای رو صرف اسکن کردن کرد .

حالا امروز وقتی من دوباره می خواستم از همون فلش مموری استفاده کنم ٬ مجددا اسکنش

کردم ! و در ضمن هم از این بی اعتمادی دو طرفه خنده ام گرفت

یاد یه ضرب المثل از خدا بیامرز مادربزرگم افتادم البته چون یه کم بی تربیتیه و البته به گیلکی

ترجمه اش رو تو ادامه مطلب میذارم .

رمز به افتخار دوست وبلاگی ام که جدیدا دپرس شده : جبان خان .  فارسی کردن کیبورد یادتون نره !!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 19 دی1392 ] [ 2:29 بعد از ظهر ] [ 71 ]
۱- دلیل اصلی کم کاری این چند وقتم در بلاگفا بیشتر کم کاری دوستان بود و هست

۲- سامیار به بزرگتر شدن ادامه میده

۳- و با بزرگتر شدن سامیار من بیشتر احساس پیری می کنم

۴- بعد از نزدیک به ۸ سال دوری از درس بالاخره تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل دادن

اندک حرکتی به ما تحتم بدم .

۵- البته شاید یکی دیگر از دلایل کمیاب شدنم همین درس خواندن باشد

تا ساعت ۲ سر کار و بعد هم با عجله ناهار ٬ از ۳و نیم تا نزدیک ۸ درس می خوانیم

من و یکی از دوستان نزدیک !

۶- با دستگیری بابک زنجانی تمامی افکار عمومی منحرف شد .

۷- بله

۸- از ماجرای سعید مرتضوی و وکلای مجلس کاملا منحرف شد به بابک زنجانی !

۹- حتی وجدان های بیدار جامعه هم منحرف شدند . مطبوعات را می گویم :

۱۰ - می توانستم بگویم به ظاهر بیدار !! اما ترجیح دادم قضیه زیاد سیاسی نشود .

۱۱- گویی فرشتگان مقرب انگشت مبارکشان را گذاشته اند روی دکمه زلزله هرمزگان !

نمیدانم چندمین زلزله است

در این زمستان واقعا سخت است ٬ کاش اندکی وجدان برایم باقی گذاشته بودند این بی وجدان ها

نمیدانم چرا دلم برای هیچ بیچاره ای نمی سوزد !

۱۲ - عکس جدیدی از ۳ماه و ۲۰ روزگی سامیار تو ادامه مطلب می ذارم برای دوستای خوبم

که در خواست عکس کرده بودند البته الان ۴ ماه و ۱۶ روزه است .

۱۳ - راستی رمز به افتخار بابا حسین " ارسطو " .... کی بورد رو فارسی کنید لدفا ٬ قبلش !!!!


ادامه مطلب
[ جمعه 13 دی1392 ] [ 0:46 قبل از ظهر ] [ 71 ]
 

می خوام فردا به رییس بانک تلفن کنم و بگم امضامو پای برگه چک شماره فلان پس میگیرم

دلم نمی خواد پولم رو بدم به اون  مرتیکه ای که ازش فرش خریدیم .

از نظام وظیفه هم بهم تلفن کردند و گفتن فرمانده پادگان امضاشو پای کارت پایان خدمتت پس گرفته

باید از نو بری سربازی

تو این شلم شوربای کارت پایان خدمت بابام رو کرده به مامانم میگه حالا که اینطوریه منم تمام امضاهامو از

تمام صفحات عقد نامه پس میگیرم ٬ ...شما هم دیگه بچه های من نیستین  خلاص !

حالا تو این چهارشنبه بازار صاحب قبلی ماشینم هم اومده میگه منم امضامو از قولنامه پس می گیرم

ماشینمو بده مرتیکه !!!

خدایا

مردم چرا اینطوری شدن

- کسی میدونه چطوری میشه از تک تک نماینده های مجلس شکایت کرد ؟

 چطور یه نماینده مجلس به خودش اجازه میده هدیه میلیونی قبول کنه ؟

و چطور یه نماینده دیگه در توجیه و دفاع از این کار اعلام میکنه که گرفتن هدیه

توسط نمایندگان یک امر مرسوم است !

و چطور رییس  یک سازمانی که بودجه اش از حقوق مردم تامین میشه هدیه میلیونی

به نماینده های مجلس میده !

البته جواب این سوال ها خیلی واضحه و به نظر نمیرسه که به این زودی ها بشه راه حل

جامعی برای آن پیدا کرد

اما فکر کنم مطرح شدن پی در پی از این دست مسایل در بین مردم باعث بالا رفتن آگاهی

اجتماعی مردم میشه .

خیلی از نماینده ها ادعا کردند که با نیت کمک به افراد مستمند این هدایا را قبول کرده اند !

عذر بدتر از گناه !

عجب نمایندگانی داریم ما ! هدیه میلیونی ! در حالی که حقوق یک ماه کارگر ساده به زحمت به

۸۰۰ هزار تومان میرسد

به نظر می رسد بی تفاوتی ما و سایر نهاد های نظارتی مردمی و دولتی به این دست رفتار های

خلاف قانون ( که قبح خود را از دست داده است ) موجب گستاخی بیش از حد مرتکبان شده است .

بسیار دیده ایم و شنیده ایم که مثلا در مجلس شورای اسلامی استیضاح فلان وزیر به این دلیل

که یک یا چند نماینده امضائ خود را پس گرفته اند رای نیاورده است !

عجیب است که فرد عادی اگر برگه یا سندی را امضاء کند در قبال امضاء خود تعهد دارد و دیگر قادر

به پس گرفتن امضاء خود نیست ٬ مثلا کسی نمیتواند برگه چک را امضاء کند و زمانی که طرف مقابل

برای نقد کردن چک به بانک رفت به او بگویند متاسفانه فرد مورد نظر امضاء خودش را پس گرفته است

و شما نمیتوانید این چک را نقد کنید .

اما در مجلس شورای اسلامی ... نمایندگان ما به اشارتی هم نظرشان عوض می شود و هم در کمال

ناباوری امضاشان را پس می گیرند و هم در کمال ناباوری این پس گرفتنشان از طرف رییس مجلس مورد

قبول واقع می شود .

[ چهارشنبه 27 آذر1392 ] [ 9:17 بعد از ظهر ] [ 71 ]
خوب اگر این داستان را خوانده اید نیازی به خواندن مجدد نیست :

یک جادوگر قدرتمند که می خواست سراسر یک پادشاهی را نابود کند یک معجون جادویی در چاهی ریخت که تمام ساکنان شهر از آن می نوشیدند.هرکس از آن آب می نوشید دیوانه می شد.صبح روز بعد همه ی مردم از آب آن چاه نوشیدند و همه دیوانه شدند به جز خود شاه و خانواده اش که چاهی مخصوص داشتند و جادوگر نتوانسته بود آب آن چاه را مسموم کند.شاه نگران شد و سعی کرد با صدور یک سلسله فرمان برای حفظ امنیت ملی و سلامتی عمومی مردم را مهار کند.اما پلیس ها و کاراگاه ها هم از آب مسموم خورده بودند و فکر می کردند تصمیم های پادشاه احمقانه است و تصمیم گرفتند هیچ توجهی به آن ها نکنند.

وقتی مردم آن سرزمین فرمان ها را شنیدند مطمئن شدند که پادشاه دیوانه شده و فرمان های نا معقول صادر می کند.به طرف کاخ تظاهرات کردند و از او خواستند کناره گیری کند.

پادشاه با نومیدی تصمیم گرفت از تخت کناره گیری کند اما ملکه جلوش را گرفت و گفت:بیا برویم و از همان چاه عمومی بنوشیم بعد ما هم مثل آن ها می شویم و همین کار را هم کردند پادشاه و ملکه از چاه دیوانگی نوشیدند و بلافاصله شروع کردند به چرند گفتن.زیر دست هاشان بلافاصله توبه کردند حالا که شاه داشت این اندازه  خردمندانه سخن می گفت چرا نباید بگذارند بر کشور حکومت کند؟

آن کشور در صلح و صفا به رفالر خود ادامه داد هرچند رفتار ساکنین بسیار متفاوت با کشورهای همسایه بود و پادشاه توانست تا آخرین روزهای عمرش بر آن کشور حکومت کند.

[ شنبه 9 آذر1392 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ 71 ]
پست های ثبت نشده زیادی دارم

ولی دست و دلم به ویرایش شون نمیره

بجاش یه خاطره مازوخیستی می خوام تعریف کنم .

خیلی سال پیش وقتی هنوز در خانه پدری زیست میکردم ... شب های دراز تابستان

بی خوابی به سرم میزد و دلم کمی هیجان می خواست . دو چرخه را برمی داشتم

بی صدا از خانه میزدم بیرون ٬ به سمت مزارع حاشیه شهر می رفتم ٬ دلم می خواست

کمی بترسم ! هر چه بود تاریکی بود و سیاهی ٬ سایه وهم انگیز درختان زیر نور کم رمق

ستارگان٬ چشم اندازی دلهره آور را در پیش رو ترسیم میکرد تنها صدایی که شنیده میشد

صدایش سایش زنجیر دوچرخه در بین چرخ دنده ها بود ٬ هوای سرد و دم کرده شب به

صورتم می خورد ٬ همچون بازدم یخ کرده روح یک سگ اهریمنی ... و من همچنان به پیش

می رفتم و در جستجوی هیجانی خود خواسته هر لحظه از شهر دورتر و دورتر می شدم

مسافت زیادی را طی کرده بودم و برایم عجیب بود که با وجود این همه تاریکی و موقعیت

دلهره آور من هنوز نترسیده ام ؟!

ان شب مجبور شدم به این مجموعه  وهم آور کمی کاتالیزور اضافه کنم به این ترتیب که : هرچی داستان

و خاطره از جن و روح یادم بود ٬با خودم مرور کردم و دست اخر تصور کردم یکی از جن ها دنبالم دویده و

پشت زین دوچرخه ام نشسته است

خلاصه این تصور آخری خیلی موثر واقع افتاد و ناگهان در تاریکی آن شب ترس شدیدی وجودم را فرا گرفت

و من با سرعت باور نکردنی ای مجبور به رکاب زدن شدم و برای اینکه به جن اجازه ندهم پشت زین بنشیند

خودم کل مسیر رو پشت زین رکاب زدم .

========================================================

توضیحات اضافه :تغییراتی که مجبور شدم برای فضاسازی ایجاد کنم

دوچرخه : چون دوچرخه مال بابام بود نگفتم دوچرخه ام

مزارع : منظور از مزارع همان شالیزار بود به گویش محلی میشود بیجار !

تنها صدایی : هیچم تنها صدایی نبود ٬ صدای سگ و جیر جیرک و موتور هم بود

 همچون بازدم یخ کرده روح یک سگ اهریمنی : اینو دیگه کلا از خودم در آوردم

دور تر و دورتر : کلا ۲-۳ کیلومتر بود

[ دوشنبه 13 آبان1392 ] [ 5:29 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

خیلی سال پیش زمانی که ۴- ۵ ساله بودم

کتاب داستانی داشتم به نام ۳ گاو ٬ گاو زرد گاو قهوه ای گاو سفید

شیر می خواست گاو ها را بخورد ولی به خاطر اتحادشان نمی توانست

پس شروع کرد به تفرقه انداختن بین گاو ها ٬ با گاو زرد و قهوه ای بر علیه گاو سفید

 گاو سفید خورده شد

و بعد هم گاو زرد

روزی که گاو قهوه ای تنها مانده بود و شیر پنجه در گلویش داشت

با خود گفت : من آن روزی خورده شدم  که گاو سفید خورده شد .

   ادامه مطلب داره

رمز ۱۲۳۴  الی ۹ !  

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 مهر1392 ] [ 8:4 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

۱-

۲-

[ یکشنبه 7 مهر1392 ] [ 10:8 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

با پیچیده تر شدن جامعه امروزی

خیلی طبیعی است که روابط انسانها هم در این چنین جامعه ای پیچیده شود

علاوه بر هزاران چیزی که جامعه کنونی ما در حال حاضر از نبود ان رنج می برد

نبود برنامه برای آموزش کنترل خشم آنی است .

دو مورد از خبر هایی که طی دو هفته اخیر در خبر گزاری ها خواندم :

- فردی برای گرفتن طلبش به در خانه دوستش می رود ٬ به خاطر فحشی که کودک آن خانه به او میدهد

درگیری بالا میگیرد ... چاقویی از ضامن خارج می شود و خانواده ای عزادار می شوند .

- بعد از برهم خوردن مراسم خواستگاری ... دختر که از این موضوع به شدت ناراحت است ٬ نیمه شب قصد

خروج از خانه به حالت قهر دارد ٬ که با مقاومت پدر خانواده مواجه می شود ٬ نزاع بالا میگیرد و کارد اشپزخانه

در سینه دختر فرو میرود .

- پارسال در روستای محل کارم کارگری به خاطر یک کیسه گندم اضافه تر صاحب کارش را به قتل رساند

پدر همان کارگر بدبخت به میان نزاع رفته و قتل را گردن میگیرد ...امابعد ( احتمالا ) خانواده مقتول به خونخواهی او

را سر به نیست میکنند .

بیچاره دختر هایش ٬ هر وقت برای ویزیت پیش من می امدند اشکشان در می آمد ٬ میگفتند چند ماهی است

که ار پدرمان هیچ خبری نداریم .

=========================================================

همه ما باید تکنیک های کنترل خشم را بیاموزیم .

به پایان همه عصبانیت ها بیاندیشیم .

ضرر و زیان مالی همیشه قابل جبران است ٬ حتی اگر قابل جبران نباشد ٬ هیچوقت به اندازه ی زیان جانی نیست

فحش دادن آداب و رسومی دارد !

فحش خوردن نباید موجب نگرانی شود !!

بیشتر مردم در طول عمرشان فقط یکبار دعوا می کنند ٬ یکبار تصادف می کنند ٬ یکبار سکته  می کنند

 

 

[ سه شنبه 2 مهر1392 ] [ 11:20 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 

نمی توانم برای موضوعی که امروز می خواهم درباره آن  بنویسم اسمی انتخاب کنم

فرهنگ ( رفتار جمعی در برخورد با مسایل فردی و اجتماعی ) مردم ایران طی چند دهه اخیر

تغییرات زیادی کرده و با یک نگاه کوتاه به کلیت جریان ٬ می توان گفت نسبت به آنچه که چند دهه قبل

بودیم ٬ اکنون در جایگاهی نازل تر هستیم

بی توجهی به وجدان کاری ٬ کم فروشی ٬ رفتار های ضد اجتماعی ٬ دروغ گویی با وقاحت تمام ٬

تمسخر قومیت ها ٬ دامن زدن به نژاد پرستی ... از جمله این رفتار های ناپسند هستند .

نکته اینجاست که اگر مردمی به ایراد های خود واقف نباشند و این پندار در آنها تقویت شود که برترین

هستند ٬ هیچگاه برای رفع ایراد های خود اقدام نخواهند کرد ٬

 این گونه عبارت های اغراق آمیز به گوش همه ما آشناست :

 تماشاگر های فهیم

مردم خون گرم و مهمان نواز

لهجه شیرین 

مواجهه با کاستی ها شاید در ابتدا کمی ناخوشایند باشد ولی اثر دراز مدتی که به دنبال خود

دارد موجب حرکت جامعه به سوی خردورزی می گردد .

========================================================

امروز وارد یکی از این وبسایت های زپرتی یکی از شرکت ها شدم که  نه تنها خرید اینترنتی  نداشت

بلکه حتی محصولاتش را هم به زحمت معرفی کرده بود .

بعد اون زیر با افتخار نوشته بود تمام حقوق ایم وبسایت متعلق به فلان شرکت است !

موندم چه حقوقی میتونه داشته باشه !

معرفی می کرد و

 

[ شنبه 23 شهریور1392 ] [ 8:9 بعد از ظهر ] [ 71 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

زندگی پرده های بسیار دارد
در پس هر پرده
بازدم رویایی شنیده میشود
برچسب‌ها وب
امکانات وب