زخم معده
رویداد های 60 ثانیه ای 
پيوندهای روزانه
1- زودتر از انتظارم اثاث کشی تموم شد

2- پایه کمد که تو اثاث کشی قبلی 20 در صد اسیب دیده بود ... اسیبش به 50 درصد رسید

3- روکش رنگ یخچال هم اسیب دید

4- یه فندق شکن مارک ( آلمانی ) داشتیم که تو اثاث کشی 4 سال پیش گمش کرده بودیم  در کمال حیرت پیداش کردیم

5- هنوز معلوم نیست چه چیزایی رو گم کردیم

6- زخم ها و خراش های دست تو زمستون هم دردناک ترن و هم دیرتر خوب میشن

7- بدی آب گرمکن خورشیدی تو شبای سرد بیشتر نمود پیدا میکنه

8- طی دو روز گذشته به اندازه 3 ماه تمام از پله ها بالا و پایین رفتم

9 - به اندازه نصف نیسان فیلم و نصف دیگه کتاب جابه جا کردیم ... فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشه

10 -از دم در تا نونوایی 25 متر فاصله اس

11- عادت عجیب روز های جمعه : نیمرو با مربا و نان گرم و چای

[ یکشنبه 23 آذر1393 ] [ 9:27 قبل از ظهر ] [ 71 ]
کشیدن اثاثیه منزل به منزلی دیگر

دوستان به همین دلیلی گفتم ممکنه مدتی غایب از نظر بشم

یه جایی خونده بودم تغییر شغل و اثاث کشی جزء استرس های ماژور هستند .

آخرین پست این ماه رو هم میذارم ... نظر دهی هم اولترا فعال گذاشتم

یه میکروبی هست به نام انتروهموراژیک اشریشیا کولی

یعنی خلاصه میکروبه

:

حالا فقط شیکاگو!!

فک می کنی کمه اینجا ؟

هفته پیش می خواستم یه پست بزنم گفتم دوستان ناراحت می شن

= سر صبح آشغالا رو که توی چند تا پلاستیک زباله بود گذاشتم تو ماشین تا ببرمشون تو سطل زباله سر کوچه خاکی بندازم

دو تا پسر بچه 5- 7 ساله سطل زباله رو خالی کرده بودند و مشغول جستجو بودند

یکیشون که منو دید اومد طرفم گفت ... عمو جان بده من می خوام پلاستیک ها شو جدا کنم !

گفتم : عمو جان اینا پوشک های بچس پلاستیک توش نداره !
قبول نکرد ...

فرق بچه های تو عکس با بچه های این سرزمین اینه که

تو آمریکا یک نفر پول داره اونا رو بخره
اما اینجا مردم تو سیر کردن شکم بچه های خودشون هم موندن

[ سه شنبه 18 آذر1393 ] [ 1:35 بعد از ظهر ] [ 71 ]
معمولن وقتی آتیش درحال خاموش شدن باشه با کمی باد زدن دوباره گر میگیره

یه سوپر مارکت جدید باز شده کنار خونه دوستم دکتر , انتهای ناکجا آباد !

میگم دکتر تا میتونی بادش بزن گر بگیره , بعدش دیگه راحت میشی نیاز نیست برای یه شیشه

آبلیمو ماشینتو روشن کنی !

جواب داد : دلم میسوزه براش , این اصلا مشتری نداره بالاخره تعطیل می کنه میره پی کارش

اگه بادش بزنم امیدوار میشه ... بیشتر مقاومت می کنه  ولی در نهایت با زجر تعطیل می کنه !

 

- نمیدونم اگه سکته ناقص کردم یا سرطان گرفتم یا آلزایمر گرفتم بهترین زمان برای کشتن خودم کی باشه ؟

البته این زیاد مهم نیست ؟

- با اتانازی موافقید ؟

[ یکشنبه 16 آذر1393 ] [ 9:38 قبل از ظهر ] [ 71 ]
از شبکه نامه زدن که شرکت در کلاس* اجباریه !

از ساعت 2 بعد ازظهر تا 7 غروب

بعدش ما هم تلفن کردیم به بقیه هماهنگ شدیم

که چی ؟

که اصلا شرکت نکنیم ...  مرد حسابی تا ساعت 2 سر کار , بعدش هم کلاس تا 7 غروب !!

قضیه که جدی شد , دوباره زنگ زدن و یه جوری که ابهت مدیریت شون لطمه نخوره

خواهش کردن که اصلا اجبار نبوده و ببخشید و پای آبرو درمیونه و استاد از تهران آوردیم و ...

2 و بیست دقیقه رفتم تو سالن سپیده هم با من بود

چند نفر دیگه هم از دوستان بودند ...

ایدز - سوء مصرف مواد

نمیدونم چرا اینجور کلاس ها رو برای ما میذارن ؟ در مورد ایدز که اصلا اطلاعات علمی ندادن

فک کنم اطلاعات ماهی آکواریوم م از ایدز بیشتر از این بود !

نوبت که رسید به سوء مصرف مواد

روانپزشکه میگه :

اگه شما یه شام خوشمزه بخورید , تازه پولشو هم یکی دیگه حساب کرده باشه

حدود 30 واحد دوپامین تو مغز رها سازی میشه = یعنی اذت می برین

سکس حدود 90 واحد دوپامین رها سازی می کنه

تریاک حدود 120 - 150 بسته به کیفیتش

ولی شیشه حدود 10,000 واحد دوپامین رها سازی می کنه

بالا ترین لذتی که یه نفر میتونه روی زمین تجربه کنه !

====================================================

وقتی در مورد تریاک گفتم بسته به کیفیتش

یادم اومد در مورد سکس هم باید اینو میگفتم

جنیفر لوپز - انجلینا جولی - فاطمه عالیا  برای پسرا

انریکه ایگلیزیاس- جاستین بیبر - محمود عزیز  برای دخترا

 

 *  کلاس = کارگاه باز آموزی

 

[ چهارشنبه 12 آذر1393 ] [ 8:25 قبل از ظهر ] [ 71 ]
* دیشب داشتم سریال استریک بک رو نگاه می کردم با هدفون 16 هزارتومنی !

  وسطای سریال متوجه شدم صدا بجای اینکه از هدفون بیاد از اسپیکر های لپ تاپ میاد

 جک هدفون رو تو پورت میکروفن فرو کرده بودم .

بعید میدونم بتونم عنوان پست رو به موضوع ربط بدم

حس بدی دارم ,

حس تموم شدن خودکار وسط امتحان

حس جابجا پاسخ دادن یه ردیف سوال تو امتحان کنکور

حس فحش خوردن بی دلیل تو خیابون به خاطر یه سوئ تفاهم

حس تلخ توی دهن بعد از یک استفراغ

حس گم کردن تنها گوشی موبایل در یک غروب برفی

حس سقوط  آپاچی در موگادیشو و زخمی زنده ماندن خلبان در مواجهه با جهل خالص خشمگین نیمه برهنه متعصب .

همه ی این حس ها رو اگه با هم مخلوط کنیم بریزیم تو یه لیوان سرامیک ( ماگ)

شاید با دو تا ژلوفن بخورمشون و هنوزم نتونم تشخیص بدم وظیفه کی ؟ چیه ؟

=====================================================

 

[ دوشنبه 10 آذر1393 ] [ 11:24 قبل از ظهر ] [ 71 ]

رو مبل نشسته و سریال کارا دایی تماشا میکنه , زیر لب ذکر هم میگه !

با صلوات شماری که هفته پیش براش گرفتیم الان راحت تره !

کلا ما آدمای اهل حساب و کتابیم , احتمالا تو اون دنیای احتمالی ایرانیا یه دفترچه کوچیک

از جیب بغلشون بیرون میارن و با نامه اعمالشون چک می کنن , شاید خدا چیزی رو فراموش

کرده باشه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

[ پنجشنبه 15 آبان1393 ] [ 11:37 قبل از ظهر ] [ 71 ]
از سرما خوشم میاد

چون مجبور میشم کت بپوشم و دیگه مجبور نیستم موبایل و سوئیچ و خودکار و ... تو دستم بگیرم .

این کاپشن هایی که جیب مخفی دارن ...  عاشقشونم !

[ سه شنبه 6 آبان1393 ] [ 10:14 قبل از ظهر ] [ 71 ]
گاهی وقتها دلم می خواد بدون ترس از اضافه وزن و کلسترول و قند و چربی دور شکم و ...

غذا هایی که دوست دارم رو بخورم

- تخم مرغ سرخ شده با پنیر

- شیر با خرما و عسل و نون شیرمال محلی

- چیزبرگر دوبل با سس فراوان و یه نوشابه خانواده

- حلیم بوقلمون

- بستنی سنتی ... یک کیلو

- نون سنگگ داغ  با ماست پرچرب

- سیب زمینی سرخ شده به اندازه 2 تا بشقاب با نمک و سس قرمز تند

- مخلوط شیر موز و بستنی و یه عالمه پودر نارگیل با سس شکولات با چند تا شیرینی زبان

- چلوکباب بختیاری با زیتون پرورده و پیاز و سبزی خوردن و ماست موسیر و یه تیکه نون لواش گرم

- یک کیلو گیلاس مشهد بدون مزاحم

- دو کیلو پسته موقع دیدن فیلم کمدی ( یکی برام پوست بکنه )َ

-یه ساندویچ دست ساز بزرگ با نون بربری گرم با هرچی که از دو سه شب قبل دو یخچال مونده با یه خیار !

[ چهارشنبه 9 مهر1393 ] [ 11:8 قبل از ظهر ] [ 71 ]
 

فلاش بک 1 :

سوم راهنمایی بودم  زنگ آخر که خورد در کوچه های خاکی در راه باز گشت به خانه خبر حمله آمریکا به عراق را شنیدیم .

به خانه که رسیدم  پدرم جلوی تلوزیون نشسته بود آن وقتها برنامه های تلوزیون از ساعت 5 بعد از ظهر پخش

می شد اما آن روز اوضاع فرق می کرد ساعت 1 بعد از ظهر تلوزیون در حال پخش اخبار بود , طبق معمول آقای حیاتی مسئول خواندن اخبار مهم بود و یادم می آید که می گفت :  2500 هواپیما هر 10 دقیقه مواضع ارتش عراق را بمباران می کنند ...

 

فلاش بک 2 :

حدود 10 سال بعد , گویی فقط گرد زمان بر چهره ها نشسته باشد همان اتاق و همان تلوزیون و پدر بزرگوار در همان وضعیت تکیه کرده به بالش و احتمالا باز هم آقای حیاتی

این بار حمله به برج های دو قلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک .

فلاش بک 3 :

کافی بود حدود 3 سال پیش یک نفر برای مدت کوتاهی در یکی از کشور های عربی به کما برود و چند ماه بعد

دوباره به هوش بیاید !  کشورهایی که سالهای سال به ظاهر در ثبات بودند به ناگاه در ساختار قدرت دچار از

هم گسیختگی شدیدی شدند . تونس , لیبی , مصر , بحرین , سوریه

آتشی که محمد بو عزیزی روشن کرد , دامن خیلی ها را گرفت . خیلی ها که حتی فکرش را نمیکردند...

و اکنون :

در سالروز حمله به برج های سازمان تجارت جهانی _ معروف به حمله یازده سپتامبر _  با خودم زمزمه می کنم

اگر کدام یک از اتفاق های گذشته نمی افتاد اکنون دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بود ؟

 

[ پنجشنبه 20 شهریور1393 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ 71 ]
تا حالا فکر کردین که اگه کسی به ناموس شما .... تجاوز نکنه

با هاش رابطه داشته باشه 

زمانی که شما از موضوع با خبر بشید چه واکنشی نشون خواهید داد .

 

* رابطه :  تماسی که در صورت عدم محافظت منجر به بچه دار شدن می شود

* ناموس : خواهر - زن

ناموس

فرهنگ فارسی معین

[ معر. ] (اِ.) 1 - آبرو، نیک نامی . 2 - قانون و شریعت الهی . 3 - عصمت ، شرف . ج . نوامیس .

.

برای کسانی که به دنبال ارتباط عنوان با متن هستند : عنوان رو برعکس بخونید .

[ دوشنبه 17 شهریور1393 ] [ 12:27 بعد از ظهر ] [ 71 ]
حس ششمم بهم میگه این وبلاگ قراره فیلتر بشه به هر اگه این اتفاق افتاد 71 به 72 تبدیل میشه امیدوارم یه روزی برسه که همگی بتونیم نظراتمون رو به راحتی بازگو کنیم و نظرات طرف مقابل مون رو هم بشنویم و گوش کنیم . بدون اینکه بخواهیم به انها توهین کنیم بتوانیم حداقل یک ماه نظرات مخالف آنها را بشنویم . مناسفنه تا به امروز حتی در بین قشر کاملا تحصیل کرده هم چنین فرهنگی ترویج نیافته است . دوست داشتم بیشتر از اینها نظرات هر دو گروه را بشنوم شاید راهی بود برای کشف حقیقت حقیقتی که اگر کسی مدعی کشف آن است ؛ وظیفه ای ذاتی بر گردن اوست تا دیگران را از گام برداشتن به راه اشتباه باز دارد . اگر می پندارید حقیقتی را دریافته اید اگر خاموش بنشینید و خطا رفتن دیگران را نظاره گر باشید آگاهی شما کمتر از آن گمراهان ارزش خواهد داشت. که اگر اینگونه بود ابراهیم و محمد قادر نبودند مردمانی را گرداگرد خود جمع کنند و جملگی مردم از سخنان آنها گریزان بودند من دست از این تلاش بر تخواهم داشت چه ایرادی دارد چند روزی را به روز مرگی نگذرانیم و در گفتگویی شرکت کنیم که نظرات مخالف در آن شنیده می شود این یک فرار رو به جلو است ... از پیش قضاوت کرده اید که ناتوان هستید از پیروزی در این گفتگو در حالی که هیچوقت هدف این گفتگو متقاعد کردن دیگری نبوده است و نخواهد بود امیدوارم همه ی دوستان خوبم همچنان در این بحث ادامه دار و مفید شرکت کنند
[ چهارشنبه 12 شهریور1393 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ 71 ]
با توجه به علاقه زیادی که پیسکول و " خودم " و خودم به نظریه آشوب دارند........ و البته مریم 

این بحث رو اینجا باز می کنم .

نمی خوام با توضیح دادن دوباره انچه که خودمون می دونیم وقت زیادی بگیرم

1- نظریه آشوب همونطور که خودت گفتی پیسکول جان یه نظریه است .

2- نظریه هنوز راه درازی تا اثبات شدن داره , خودم ( آخه خودم هم شد اسم ) که میگه اصلا قابل اثبات نیست

نمی دونم چرا این حرف رو میزنه

3- حالا بر فرض هم اثبات بشه و درست باشه . شما چه چیز رو می خواهی باهاش اثبات کنی

4 - تا جایی که یادمه وقتی گاد از بینظمی موجود در روایات ( شب قدر ) حرف زد و ...........

شما در پاسخ نظریه اشوب رو مطرح کردید ( نمی دونم شاید اشتباه می کنم ) حالا مثلا با این

نظریه آشوب میشه  این بی نظمی رو توضیح داد ؟

5- مثلا این قضیه که میگن دو خط موازی در بینهایت به هم میرسند با نظریه آشوب چه شکلی

به خودش میگیره ؟

دو خط موازی که تهران به بی نهایت می روند و دوخط موازی که از کرج به بینهایت می روند .

 

[ سه شنبه 11 شهریور1393 ] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ 71 ]
موضوع بحث جانشینی امت اسلامی بعد از مرگ پیامبر اکرم مسلمانان

فقط با منابع مورد توافق .

 

* نظراتی که حاوی کلمات توهین آمیز به دیگران باشند تایید نمی شوند

* ممکن است چیزی که برای شما بسیار بدیهی است , برای دیگری نا مفهوم  باشد .

 * گفتگو در این اتاق بسیار بسیار به عقب باز گشته است .

* اگر صبر و خویشتن داری ندارید از شرکت در بحث خودداری کنید .

 

[ سه شنبه 11 شهریور1393 ] [ 8:37 قبل از ظهر ] [ 71 ]
هنوز تصمیم نگرفتم نظر دوستان رو تایید کنم

چون هنوز بر سر موضوعی که باید گفتگو کنیم توافق نکرده ایم

فرض را بر این می گذاریم که همه ی شرکت کنندگان در بحث

1- خداوند واحد را به عنوان تنها قدر مطلق در عالم ممکن قبول دارند

2- حضرت محمد را به عنون آخرین فرستاده خداوند بر بشریت قبول دارند

3- قرآن را کلام وحی میدانند , کلماتی که خداوند با بشر سخن گفته .

و دیگر هیچ .

اگر کسی معتقد است در این چارچوب باید کمی به پیش برویم یا عقب گرد کنیم

لطفا من را پیشنهاد خود خوشنود کند .

به نظرم وقت تایید نظرت است  و البته هر نظر دیگری دارید در اتاق اصلی بگذارید .

[ دوشنبه 10 شهریور1393 ] [ 10:23 بعد از ظهر ] [ 71 ]
 و اما ادامه گفتگو : شاید بهتر باشد بگویم گفت و شنود .

قضیه آنقدر پیچیده شد که خودمان هم سر رشته را گم کردیم ولی تا جایی که یادم می آید

گاد و پیسکول بر سر موضوعی اختلاف نظر داشتند و اعلام مواضعشان کمی با چاشنی تعصب

همراه بود , عده ی دیگری هم به این گفتگو ها که در آن زمان شکل بحث داشت اضافه شدند .

و خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم یکدیگر قانع کنیم .

و در واقع این نقطه ضعف همه ماست , کلا به ما یاد نداده اند که چگونه با دیگران در مورد

عقاید مورد اختلاف مان صحبت کنیم .

وقتی به این نتیجه رسیدیم که نمیتوانیم یکدیگر قانع کنیم , دست از گفتگو کشیدیم و هر کس

به پشت خطوط مرزبندی شده ی خودش عقب نشینی کرد , بی آنکه سودی برده باشد .

دوست نداشتم که بی نتیجه مثل صدها سال بحث بی فایده , این مطلب را رها کنم

و خوشبختانه بیشتر دوستان در این مورد با من همراه شدند .

گاد - پیسکول - خودم - الی - مریم و خودم "

راستش خودم هم سر رشته را گم کردم  , برای شروع بهتره دوستان موضوعی را پیشنهاد کنند

که بیشتر مورد اختلاف بود .

* نظریه آشوب رو خوندم - مطالعه اجمالی کردم .

* بعدش رفتم دوباره معنی خود کلمه " نظریه " رو هم خوندم .

[ یکشنبه 9 شهریور1393 ] [ 10:54 قبل از ظهر ] [ 71 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

زندگی پرده های بسیار دارد
در پس هر پرده
بازدم رویایی شنیده میشود
برچسب‌ها وب
امکانات وب